واقف و مؤسس بنیاد فرهنگی البرز، مرحوم حسینعلی البرز است که به سبب تنوع اقداماتش در سال­های قبل از تأسیس بنیاد و سپس تمرکز فعالیت­ها در این بنیاد، می‌باید با هدف معرفی الگوهای موفقی از واقفین خیراندیش، ایشان را به عنوان چهره ماندگار وقف علمی به جامعه معرفی نمود.

شادروان حسینعلی البرز فرزند مرتضی البرز آشتیانی) ضیاء الدوله) درسال ۱۲۸۵ شمسی در تهران و در یک خانواده خوشنام متولد شد. در دو سالگی مادرش را از دست داد. در سن ۷ سالگی وارد مدرسه قزاقخانه که در آن زمان روس ها تأسیس کرده بودند، شد و بدین ترتیب با زبان روسی آشنایی پیدا کرد.

فار غ التحصیلان مدرسه قزاقخانه الزاماً می بایست به خدمت ارتش در می آمدند و از آنجایی که حسینعلی البرز تمایلی به ورود در ارتش نداشت با رضایت پدر تغییر رشته داده و وارد کالج البرز شد. در آنجا البرز با بهره مندی از هوش سرشار و استعداد بالا خیلی زود با زبان انگلیسی آشنا شد. درکالج البرز یکی از استادان زبان انگلیسی که ریاست کالج را نیز به عهده داشت فردی بود به نام دکتر ساموئیل جردن که با سخت کوشی، رفتار مؤدبانه و گفتاری همراه با ادب و مهربانی، تأثیرات فراوانی بر زندگی البرز گذاشت به طوری که البرز در خاطرات و مثال هایش بسیار از ایشان یاد می کرد و کتابخانه دکتر جردن را نیز به یاد ایشان دردانشگاه پلی تکنیک تأسیس نمود.

در سال ۱۳۰۴ شمسی با اخذ دیپلم از کالج البرز فارغ التحصیل شده و با تسلط کامل به زبان انگلیسی به عنوان مترجم وارد وزارت مالیه (دارایی فعلی) شد. پس از مدتی به سبب بیماری برونشیت و تجویز پزشک به خوزستان منتقل گردید، اما خواسته های نامشروعی که خوانین محل در باب نحوه پرداخت مالیات داشتند، او را از خدمت در وزارت مالیه منصرف ساخت و به تهران بازگشت و پس از مدتی به عنوان منشی شعبه اول به استخدام وزارت عدلیه درآمد. فساد اداری حا کم بر مشاغل دولتی از یک سو و مشکلات معیشتی از سوی دیگر، البرز را مجبور به کناره گیری از کار دولتی کرد.

البرز در اولین اقدام خود در مناقصه های مربوط به تهیه زنجیر برای محوطه جلوی اولین ساختمان بانک ملی در خیابان فردوسی شرکت و برنده شد و درآمد حاصل از آن را سرمایه فعالیت اقتصادی خود نمود. وی با کار شبانه روزی و تلاش طاقت فرسا در مدت سه سال دارای یازده نمایندگی رادیو، موتورسیکلت، دوچرخه، گرامافون، صفحه و … از کارخانجات اروپایی گردید.

بدین ترتیب عملاً البرز بدون ارث مادی از پدر و صرفاً با تکیه بر توان و تعهد شخصی بنیاد را تاسیس کرد و ضمن معرفی خود به عنوان یکی از پنجاه کنش گر اقتصادی ۱۵۰ سال اخیر ایران، توانست سرمایه قابل توجهی رابرای خود رقم بزند.

در سال ۱۳۱۰ بنا به درخواست پدر که آرزوی ازدواج تنها پسرش را داشت با بانویی خداشناس به نام فخرالزمان فرزند محمد حسین منگنه، ازدواج کرد و حاصل این ازدواج سه فرزند دختر به نام های ودیعه، طلیعه و منیژه بود که البته آنان نیز افرادی خیّر و دارای تحصیلات عالیه در ایران و خارج کشور بودند، به طوری که بارها مرحوم البرز از فرزندان خود با افتخار یاد کرده است.

 البرز در سال ۱۳۴۲ شمسی با تأسیس و وقف بنیاد فرهنگی البرز با هدف کمک به اشاعه فرهنگ کشور و تجلیل از مقام علمی دانشمندان و پژوهندگان برتر ایرانی و تشویق دانشجویان و دانش­آموزان برگزیده و نوباوگان و نوجوانان با استعداد ایرانی، از طریق اعطای “جایزه بنیاد البرز” توانست روح والای خود را در انجام اقدامات خیر و ماندگار متعدد در مابقی سال های حیاتش ارضاء نماید.

اقدامات خیرخواهانه مرحوم البرز را می‌توان به دو مرحله‌ی قبل و بعد از تأسیس بنیاد فرهنگی البرز تقسیم نمود.

اهم اقدامات او طی سال‌های ۱۳۲۴ تا سال ۱۳۴۱ بسیار متنوع و متعدد است که اهم آنها عبارتند از: اهدای یک دستگاه بیمارستان سیار مجهز به اتاق عمل و چشم پزشکی با مشارکت فرزندان به جمعیت هلال احمر فعلی؛ احداث سالن انتظار بیماران در بیمارستان امام خمینی فعلی؛ اهدای چندین دستگاه مولد تولید برق به بیمارستان­ها جهت جلوگیری از توقف در عمل جراحی؛ اهدای تمامی تجهیزات اتاق عمل بیمارستان امیر اعلم؛ اهدای تعدادی تخت بیمارستانی و پتو به بیمارستان امام خمینی فعلی؛ اهدای وسایل کامل جراحی فک و صورت به دانشکده پزشکی دانشگاه تهران؛ اهدای پتو به زلزله زدگان لار در استان فارس؛ کمک نقدی و اهدای لباس به بیماران و دانش­آموزان بی‌بضاعت؛ ساخت و اهدای مدرسه و آب انبار در سوهانک و شادآباد تهران و …

از آنجا که اقدامات خیرخواهانه و انسان دوستانه پراکنده نمی­توانست حس نوع دوستی البرز را اقناع کند، در تاریخ ۲۷ اسفند سال ۱۳۴۲ تمام اموال خود را با تأسیس بنیاد فرهنگی البرز با سرمایه‌ای معادل سرمایه ایجاد یک بانک خصوصی در کشور وقف نمود. با این حال بعد از تأسیس بنیاد و بر حسب شرایط، اقدامات نیکی را طی سال‌های ۱۳۴۵ تا سال ۱۳۵۵ انجام داد که برخی از آنها عبارتند از: کمک به سیل زدگان پاکستان؛ کمک به گرسنگان آفریقا؛ پرداخت کمک هزینه تحصیلی به دانش­آموزان ایرانی در کشور عراق؛ پرداخت هزینه ساخت کتابخانه در مدرسه البرز فعلی و دانشگاه امیرکبیر؛ بورس دو کودک خردسال از آغاز دورۀ تحصیلی متوسطه تا پایان دانشگاه و …

از آنجایی که اقدامات خیرخواهانه پراکنده نمی توانست حس نوع دوستی او را اقناع کند، با تصمیمی ماندگار، بنیاد فرهنگی البرز را در تاریخ ۲۱ اسفند ۱۳۴۲با سرمایه ای معادل ایجاد یک بانک خصوصی در کشور بنیان نهاد.

مرحوم البرز در خاطرات خود مینویسد با مشورت اساتید دانشگاهها، حقوقدانان و سه دخترم که هرسه نفر آنان صاحب نظران در امور فرهنگی و تربیتی هستند، تصمیم گرفتم حاصل زحمات خود را وقف اشاعه فرهنگ علمی کشورم کنم و در بنیادی متمرکز سازم.

 مرحوم البرز این اقدام ماندگار مبنی بر تأسیس بنیاد فرهنگی البرز را از طریق وقف تمام اموال خود محقق نمود به طوری که او حتی خانه شخصی خود را نیز فروخت و مبلغ آن را به مجموع دارایی های بنیاد افزود و در یکی از اتاق های هتل ایرانشهر زندگی کرد. نکته قابل توجه اینکه این هتل، ارث او به دخترانش در قالب جایزه بنیاد البرز بودکه البته دختران نیز که پرورش یافته مکتب همان انسان نیک سرشت بودند، به تبعیت از نیت و راه پدر، این هتل را به بنیاد اهداء نموده بودند.

ایشان در خاطرات خود می نویسد: برای برخی این توهم پیش آمده که من با نهادن همه هستی خود در بنیاد فرهنگی، آنان را از ارث محروم نمودم، اما من ارث با ارزش تری برای آنان باقی گذاشتم. دانش و انسانیت؛ این دانش را آنان در پناه کوشش های شبانه روزی خود به دست آوردند و انسانیت را از دامن مادری با تقوی و نیک سرشت آموختند. مهم اینجاست که خود فرزندان من با پرورش صحیح خود احساس کردند که هیچ نیازی به میراث من ندارند. آنها نه تنها به من نیاز ندارند بلکه آنچه را هم من به عنوان جایزه حسن تحصیل سالها پیش به آنها بخشیده بودم و ارزش فعلی آن (سال ۱۳۴۵) بیش از ۲۰ میلیون ریال است به میل خود با همان نیتی که داشتم و دارم، وقف هدف بنیاد نمودند و این به راستی باعث سرافرازی من است؛ تصمیم گرفتم این ثروت را به جای آنکه در اختیار بازماندگان خویش قرار دهم تماماً در اختیار فرزندان وطن که آنان را نیز فرزندان خودم می دانم قرار دهم تا به نحو شایسته تری به مصرف برسد.

البرز علی رغم بیماری و منع پزشکان از هرگونه فعالیت، طی ۱۵ سال مسئولیت مدیرعاملی بنیاد را با اشتیاق به عهده گرفت و در عین حال، مادام العمر خود را از دریافت هرگونه حقوق و پاداش و مزایا بابت مدیریت در بنیاد محروم کرد و به عبارتی، علاوه بر وقف تمامی اموال خود، وجود خود را نیز وقف نمود. این در حالی است که او با وصیت مبنی بر واگذاری پیکر خود برای کالبد شکافی به دانشگاه علوم پزشکی تهران، حتی از وقف کالبد خود نیز غافل نشد. البرز طی این سال ها ضمن عضویت در اولین هیئت امنای دانشگاه شریف و همچنین مدرسه عالی فنی تهران (دانشگاه خواجه نصیر)، تمام تلاش خود را در حمایت از نخبگان ایرانی در تمامی سطوح از طریق ابداع و اعطای وام شرافتی بدون ضامن و بهره به دانشجویان وام اشتغال به کار به فارغ التحصیلان دانشگاه و همچنین ابتکار و اهدای جایزه بنیاد البرز به عنوان جایزه نوبل ایرانی به برترین های علمی کشور به کار بست. هدف اصلی مؤسس بنیاد از پرداخت وام به دانش آموختگان، اجتناب فارغ التحصیلان از پشت میز نشینی و گرایش آنان به کارآفرینی و همچنین جلوگیری از فرار سرمایه های علمی و افراد تحصیل کرده به خارج از کشور بوده است. به طوری که اگر این دانش آموختگان در خلال مدت تسویه وام، موفق به کشف یا اختراع یا ابتکاری می شدند که به گواهی مقامات علمی کشور، ارزنده و مفید به حال جامعه بود، از بازپرداخت کلیه بدهی خود معاف می شدند.

مرحوم حسینعلی البرز که به دلیل درمان بیماری خود به کشور کانادا سفر کرده بود که در ۲۶ مهرماه ۱۳۷۷ فوت نمود و در  همانجا به خاک سپرده شد.